شیرین زبونیهای وروجک خونه ی ما! 19/7/91
سلام خوشگل خانومای من.
دو شب پیش وقتی که کم کم داشتیم برای خوابیدن آماده میشدیم،ثمین کوچولو یه کلمه گفت که آخرش حرف "س" داشت.هر چی فکر میکنم یادم نمیاد ،بس که ذوقشو کردم،بعد با اشتیاق بهش گفتم بگو بوس،با اون صدای ظریف و ناز خیلی قشنگ گفت:" بوس" و پشت سرش:"اتوبوس" و "ماست"
یادمه ثنا هم که کوچیک بود موقع گفتن حرف "س" همینطور بود .کلمه هائی که آخرشون این حرف رو داشت،رو کامل تلفظ میکرد ولی "س" اول کلمه رو در ابتدا نمیتونست بگه و "ت" میگفت.یادمه عمو محسن کلی با ثنا کار میکرد .بهش میگفت بگو:اتوبوس میگفت بگو ماست میگفت:"ماس" میگفت بگو ثنا میگفت"تنا"
دیشب کلاه عروسک ثنا رو آورده بود و گذاشت رو سرش و گفت:"مامان،اندازه نیس؟!"
کفشهای نی نی خاله مهتاب رو آورده بود و میگفت بکن پام.من بهش میگفتم:اندازه ی تو نیست. بعد رفته کفش خودش رو از جاکفشی آورده و میگه: " دمپائی اندازه یه؟ " قلفون اون شیرین زبونیات عزیزکم.
دندونهای آسیاب بالائیت هم یک ماهی میشه که دراومدن.نیش ها هم نوک زدن.مبالکه
هنوز فرصت نکردیم که ضبط رو سر جاش بذاریم و زیر میز تلویزیون،فعلا شده خونه ی ثمین خانوم.هر چی که گم میشه باید از اونجا پیداش کنیم.چیزهای کوچولو رو هم ازاون سوراخه میز میندازه پشت میز.
خلاصه اوضاعیه،از دو تا گوشیهای من و بادبزن مامان جون و شارژرها و گیرموهای ثنا و عروسک و اسباب بازی تا کوسن و بالش و پتو و ...





شیرین زبونیهای وروجک خونه ی ما! 19/7/91
